شهر و محرومیت اجتماعی در ایران

نوسندگان کتاب: مصطفی خزایی، مسعود داورپناه، مجتبی امانی

نویسندگان در این کتاب مبحث محرومیت اجتماعی را مورد توجه قرار داده‌اند و با تعاریف دقیق و علمی این مبحث، ابعاد چشمگیر این مقوله که شامل تحلیل شرایط زندگی حاشیه‌نشینان، وضعیت معلولین، سالمندان، زنان و کودکان را که نمونه‌های بارز محرومین اجتماعی شهرها هستند مورد بررسی قرار داده و تحلیلی تبیینی از این مسئله ارائه داده‌اند. کتاب در شش فصل به نگار درآمده است.

فصل اول به تعریف مفهوم محرومیت اجتماعی و ابعاد آن پرداخته و سپس با مروری بر نظریه‌های محرومیت اجتماعی به تعریف فضای شهری و نسبت آن به محرومیت می‌پردازد. نویسنده بیان می‌کند که محرومیت اجتماعی زمانی اتفاق می‌افتد که افراد جامعه قادر به مشارکت در اجتماع نباشند و در جایی اتفاق می‌افتد که افراد و گروه‌ها به طور غیرارادی از فرصت مشارکت در امور اجتماعی محروم می‌شوند. در نظریه‌های متأخر برنامه‌ریزی شهر تأکیدی بر گذر از کاهش فردگرایی و تقویت روابط اجتماعی در فضای شهری است.

فصل دوم درباره فقرا (حاشیه‌نشینان) و شهر است. اهمیت این موضوع این است که در قرن بیست و یکم شهرنشینی بستر انواع تضادها و تعارض‌های اجتماعی در هر کشوری است و حاشیه‌نشینی پدیده‌ای جدا از این امر نیست. نویسنده در این فصل از کتاب علاوه بر توضیحات نظری و تعاریف از حاشیه‌نشینی و مروری بر دیدگاه‌های تحلیلی بر حاشیه‌نشینی، ویژگی‌ها و سیمای آن و پیامدهای کلان حاشیه‌نشینی، سیزده پیامد حاشیه‌نشینی در ایران نظیر اعتیاد، آشوب اجتماعی، مسکن ناایمن، پریشانی فردی و … را نیز مرور کرده است. نویسنده در پایان فصل بیان می‌کند که در سکونتگاه‌های غیررسمی از خدمات پایه شهری نظیر آب، بهداشت، سیستم جمع‌آوری زباله و … محروم‌اند. در حالی که میانگین سنی جمعیت شهری رو به افزایش است، میانگین سنی ساکنان آلونک‌ها رو به کاهش دارد و بنابراین جوانان و کودکان بیش از همه در رنج‌اند. نابرابری مشهود بین آلونک‌ها و محله‌های مرفه‌تر تنش اجتماعی را در مناطق فقیرتر افزایش می‌دهد، رشد برنامه‌ریزی نشده آن، تأمین خدمات متعارف را پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر می‌کند.

فصل سوم به حقوق شهروندی زنان در شهرها می‌پردازد. در این فصل علاوه بر مرور نظری درباره حقوق شهروندی زنان، دیدگاه‌های مربوط به طراحی محیط‌های شهری، رویکردهای مبتنی بر جنسیت و برنامه‌ریزی شهری، مفاهیم بنیادین شهر دوستدار زنان و راهبردها و برنامه‌های ایجاد شهر دوستدار زنان ارائه شده است. همچنین در این فصل درباره موانع و مشکلات زنان در شهرهای ایران و تجربه سه شهر مونترال، سئول و استانبول به عنوان شهرهای دوستدار زنان بیان شده است.

فصل چهارم درباره سالمندان است زیرا پدیده افزایش جمعیت سالمندان یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی در قرن حاضر است. در این فصل نیز مفهوم و ویژگی‌های شهر دوستدار سالمند بررسی شده و تجربه‌های جهانی در این خصوص مرور شده است.

فصل پنجم به کودکان اختصاص دارد. در این فصل نویسنده تأکید دارد که فضاهای شهری باید به گونه طراحی و اجرا شوند که امکان تربیت و لذت کودک فراهم باشد. در این فصل نیز محدودیت‌های چالش‌های شهر برای کودکان بررسی شده است و پروژه‌های شهر دوستدار کودک مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

فصل ششم درباره نحوه زندگی معلولان در شهر است و ضرورتی که باید فرصت‌های برابری در اختیار معلولان گذاشته شود. نویسنده پس از بررسی اجرای طرح‌های برابرسازی شهر برای معلولان می‌نویسد که ایران نسبت به کشورهای پیشرفته در این زمینه عقب مانده است. در کشور ما فقط امر مناسب سازی در چند بخشنامه و آیین‌نامه به صورت قانون باقی مانده است و ضمانت اجرایی ندارند.

خزایی، مصطفی؛ داورپناه، مسعود؛ امانی، مجتبی (۱۳۹۸) شهر و محرومیت اجتماعی در ایران، تهران: جهاد دانشگاهی، واحد شهید بهشتی.

  • نویسنده معرفی کتاب: راضیه شیخ رضایی
برچسب ها: