طراحی الگوی رفاه شهری در توانمندسازی و  بازآفرینی پایدار بافت‏های نابسامان (نمونه موردی: کلان‏شهر کرمانشاه)


در طرح های شهری، جایگاه کم رنگی برای ابعاد انسانی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی، تفریحی و غیره شهروندان در کنار ابعاد کالبدی – عمرانی و اقتصادی شهرها دیده شده است. در واقع برنامه ریزی برای مسکن، کار و اشتغال و یا حمل و نقل بدون تأمین نیازهای شهروندان مثل نیاز به امنیت، آرامش خاطر، زیبایی، تعلق اجتماعی، هویت، آسایش، شادی و تفریح و … ناقص خواهد بود. برنامه ریزی شهری به نوعی دگردیسی و بازاندیشی در اقدامات خود روی آورده است که نمود عینی آن توجه به مباحث توسعه اجتماعی و رفاه شهری است. بدیهی است که تنها نوسازی کالبدی مناطق فرسوده تضمین کننده ی حل مشکلات اجتماعی نخواهد بود. یکی از راه حل ها در جهت تحقق نیازها و رفاه شهروندی بکارگیری رویکرد باز آفرینی پایدار شهری است. هدف این پژوهش سنجش رفاه شهری در بافتهای نابسامان شهر کرمانشاه و بررسی ارتباط سیاست های شهری و اقدامات بهسازی و نوسازی شهری و بازآفرینی با رفاه شهری و ارائه الگوی بازآفرینی پایدار رفاه گرای شهری بوده است. روش پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) است. با توجه به اهداف و امکانات از روش تحلیل اطلاعات وضع موجود و مدل سازی داده ها استفاده شده است. بافت فرسوده و نابسامان شهر کرمانشاه با ۱۲۲۸ هکتار در حدود ۱۲ / ۳۳ درصد از بافت های شهر کرمانشاه را در بر گرفته است. از ۱۳۵ محله شهر کرمانشاه بر اساس شناسایی محلات هدف بافتهای نابسامان ۵۴ محله که ۴۰ درصد محلات شهر کرمانشاه را در بر می گرفت دارای بافت فرسوده بوده و مورد سنجش قرار گرفته شده است. که از این محلات ۱۷ محله در بافت تاریخی، ۱۳ محله در بافت با پیشینه روستایی، ۱۲ محله در بافت میانی و ۱۲ محله در سکونتگاههای غیر رسمی قرار داشته اند. در گام اول این پژوهش شاخص های بافتهای نابسامان و محلات هدف و ابعاد بازآفرینی پایدار و رفاه شهری براساس تحلیل محتوای مرور مباحث نظری و ادبیات پژوهش و مشورت با اساتید راهنما و مشاور، تدوین گردید و براساس روش دلفی با نظر ۱۵ کارشناس تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد که بافت های نابسامان شهر کرمانشاه از لحاظ شاخص های رفاه شهری در وضعیت نامطلوب و پایین تر از حد استاندارد قرار دارند. همچنین مداخلات و اقدامات بهسازی و نوسازی، توانمندسازی و ساماندهی مدیریت شهری در این بافت ها بیشتر جنبه کالبدی داشته است و ابعاد اجتماعی و رفاهی شهروندان به طور جدی در نظر گرفته نشده است. چنانچه بین سیاست بازآفرینی پایدار شهری و ارتقاء شاخص های رفاه شهری ارتباط و تأثیر معناداری وجود دارد، بطوریکه ۳۵ / ۲ درصد از تغییرات متغیر وابسته (رفاه شهری) بواسطه بازآفرینی پایدار شهری تبیین شده است. الگوی پیشنهادی توانمندسازی و بازآفرینی پایدار رفاه گرای شهری باید بر پایه اصول توسعه پایدار، توسعه انسانی و دارایی مبنا و اجتماع مدار، نگاه انسان مدار و کیفیت گرا، فقرزدا و توانمندساز و برنامه ریزی راهبردی استراتژیک و عملیاتی با حکمروایی گفتمانی، ارتباطی شبکه ای، مشارکتی و شراکت عمومیخصوصی عدالت مبنا با رویکرد ظرفیت سازی نهادی اجتماع محور و توسعه