نحوه سازگاری فقرا با فقر شهری (مطالعه موردی: محله دیزج در همدان)

این رساله به بررسی فقر شهری و سازگاری با آن در بین مردمان منطقهی دیزج می پردازد و در پی آن بوده تا | در فهم و تحلیل پدیده رشد سریع شهرنشینی در جهان سوم و نتایج آن نظیر، شکل گیری مساکن غیررسمی، مناطق فقیرنشین و شکلهای جدید از فقر شهری مشارکت داشته باشد. همچنین می خواهد تا به سوالاتی که در زمینه شرایط زندگی فقرای شهری وجود دارد پاسخ دهد. هدف از ارائه مباحث نظری و نظریات مرتبط این بود تا به واسطهی نتایجی که از هر دو بعد مادی و غیرمادی آن به دست می آید، به سوالاتی اینچنینی پاسخ دهیم و تا حدی در زمینه مفهومی کردن سازگاری با فقر شهری قدمی برداشته باشیم.

مطالعه ما بر پایه داده های دست اولی که از طریق پرسشنامه در منطقه دیزج پر شده، انجام شده است که در پایان به این نتایج رسیدم: فقر در منطقه دیزج با مهاجرت از روستا، شکل خانواده، مشارکت در بخشهای غیررسمی و نبود فرصتهای امرار معاش در ارتباط است. تقریبا ۷۵ درصد افراد مورد مطالعه ی ما در وضعیت فقر شدید و خیلی شدید قرار دارند. یعنی در آمدی زیر ۲۰۰ هزار تومان دارند و از درآمد کافی برای ارضاء نیازهای ضروری شان بی نصیب هستند. بقیه ی افراد نیز در وضعیت زیر خط فقر قرار دارند.

آنها اگر چه درآمدی بالای ۲۵۰ هزار تومان دارند، اما حداکثر درآمد این قشر از مردم نیز نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان می باشد که تقریبا با آن می توانند احتیاجات غذایی خود را برطرف کنند. همچنین این سطح از فقر با | حاشیه نشانده شدن از منظر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی همراه شده است. در مجموع فقرای این منطقه وابستگی زیادی پیدا می کنند به فعالیت خانوادگی، بکارگیری اکثر اعضای خانواده در کسب درآمد، فعالیت اقتصادی در منزل، درگیری در فعالیتهای اقتصادی کاذب و غیررسمی وابستگی زیادی پیدا می کنند و با اتکا به این روشهاست که شرایط فقر، در حال گذران عمر می باشند به صورتی که فقیران شهری در این مطالعه، بالاترین درجهی فقر و آسیب پذیری را در زندگی روزمره تجربه می کنند. این پایان نامه بر این باور است که تجربه فقر در منطقه دیزج برای این خانوارها الگوی شهرنشینی بدون پیشرفت در رفاه را به دنبال داشته است.

در مجموع می توان گفت که ساختار سیاسی – اجتماعی و اقتصادی کشور مسئول فقر شهری و ظهور حاشیه ها، حاشیه نشانده ها، مردمان فقرزده و مساکن غیررسمی در شهر همدان و حاشیه شهر می باشد که به دنبال خود مردمانی فقرزده و با کمترین امکانات را در این مناطق رها می کند و این مردمان می مانند و نحوه سازگاری شان با این شرایط که هر کس و هر خانواده مطابق با داشته ها، توانایی ها و استعدادهایشان در پی این الگوها سرگردانند.

  • قاسمی، محمدرضا. ۱۳۸۷٫ «نحوه سازگاری فقرا با فقر شهری (مطالعه موردی: محله دیزج در همدان)». استاد راهنما: غلامرضا لطیفی. دانشگاه علامه طباطبائی.