فقر با شهر چه می‌کند؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انجمن علمی اقتصاد شهری ایران، فقر بدون شک یکی از نازیبایی های جهان امروز است و اگرچه همگان آن را می شناسند اما واقعیت این است که توضیح کلمه فقر کمی دشوار است و آن هم به دلیل تلقی های متفاوتی از آن است که در هر فرهنگ و کشوری متفاوت است. به عبارتی فقر در نیویورک با فقر در بمبئی متفاوت است اما در این میان همگان براین اتفاق نظر دارند که فقر شهری امروز به یک چالش جهانی تبدیل شده است.

یک کارشناس امور شهری معتقد است اگرچه یک تعریف جامع و منسجم در مورد فقر شهری وجود ندارد اما در واقع می توان گفت فقر شهری در واقع نداشتن درآمد، گرسنگی و محروم بودن از امکانات بهداشت و درمان و همه آن چیزی که یک بافت آسیب دیده شهری می تواند با آن مواجه باشد.

به گفته سامان ولی نوری فقدان توانایی ارائه قابلیت ها یک فرد، عدم مشارکت زنان، بی سوادی و … همه تشکیل یه مفهوم تخت عنوان فقر شهری را می دهند.

“طبق تعریف بانک جهانی کسانی که کمتر از یک دلار در روز درآمد دارند فقیر هستند.”این تعریف البته زمانی که به این نکته توجه کنیم که فقر تنها اتکا به درآمد نیست با چالش روبرو می شود.

وی معتقد است شاید بتوان فقر چند بعدی را کامل ترین تعریف فقر دانست که در آن ابعاد اقتصادی، ابعاد اجتماعی ، ابعاد فرهنگی، ابعاد زیست محیطی و حتی مساحت مسکن یک فرد و حتی عرض خیابانهایی که یک فرد در آن ساکن است را با هم ترکیب و تلفیق کرد تا شاخص مناسب فقر را پیدا کرد.

یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفر در فقر مطلق

“براساس آمار حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفر در جهان در فقر مطلق زندگی میکنند و از این میان جمعیتی حدود ۷۵۰ میلیون نفر در دنیا گرسنه هستند. در کشوری مانند هندوستان ۵۰ میلیون کودک بی سواد وجود دارد.در جنوب صحرا آفربقا از هر ۳۰ زن یکی در هنگام زایمان می میرد. امید به زندگی در ۲۰ کشور آفریقایی زیر ۵۰ سال است.”

همه این‌ها تنها بخشی از آن چیزی است که تحت عنوان فقر دیده و شنیده می شود و در جهان وجود دارد و می تواند مدنیت را به چالش بکشد.

این کارشناس مدیریت شهری معتقد است همه اینها در دهه اول هزاره سوم موجب شده تا فقر به عنوان یک معضل بزرگ و چشم گیر سبب شود تا نهادها و ارگانهای زیادی همچون مثل بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و برنامه اسکان بشر ملل متحد (UN- Habitat) به این قضیه ورود کرده است که کار پایش و رصد وضعیت موجود را انجام داده و به دنبال راهکارهایی برای ریشه کنی و کاهش آن هستند.

با وجود تلاش ها برای ریشه کنی فقر اما یکی از مشکلات برسر راه حل معضل فقر، نابرابری فقر است به عبارتی فقر یک پدیده جهانی است اما با گسترش نابرابر.

۴۰ درصد فقرای جهان در جنوب آسیا زندگی می کنند.

در توضیح این مفهوم باید گفت ۴۰ درصد فقرای جهان در جنوب آسیا زندگی میکنند و متوسط درآمد ۲۰ کشور ثروتمند جهان، ۳۸ برابر ۲۸ کشور فقیر دنیاست.

این یعنی پراکنش این فقرا به شدت نا متقارن و ناموزون است و این سبب شده تا تمرکز ها به سمت کشورهای در حال توسعه برگردد.

“سمینارها، کنگره ها و نشست های بسیاری برای چاره اندیشی این موضوع برگزار شده است.

بسیاری معتقدند اگر کمک هایی که از سوی کشورهای ثروتمند به سازمان های بین المللی میشود که رقمی حدود ۱۹۵ میلیارد دلار در سال است به دست کشورهای فقیر برسد با تا سال ۲۰۲۵ حداقل در جهان فقر مطلق ریشه کن می شود.”

شهر نشینی شتابان عامل بروز فقر در شهرها

اما وضعیت فقر در شهرهای کشور ما چگونه است؟ این سوالی است که ولی نوری اینگونه به آن پاسخ میدهد؛ “کشور ایران نیز در زمره کشورهایی است که یک شهرنشینی شتابان را تجربه کرده است. بسیاری معتقدند بین فقر و شهرنشینی یک رابطه مستقیم است. یعنی شهرنشینی سریع، به فقر گسترده دامن زده است. ولی عده ای دیگر چنین نظری ندارند و معتقدند شهرنشینی نه تنها منجر به فقر نمی شود بلکه فقرا را از یکسری مشکلات نجات میدهد.نظر آنها این است که هر کشوری به توسعه اقتصادی در مقیاس ملی دست یافته اکثریت جمعیت آن شهری بوده است و کشوری با جمعیت روستایی به توسعه نرسیده است. بنابراین به ادعای این افراد شهرنشینی مولد توسعه است نه فقر.

در کشور ما با توجه به تجربه یک شهر نشینی شتابان که در عرض ۴ دهه، مهاجرت گسترده از روستا ها به شهر را شاهد بودیم و نقطه اصلی هجوم به شهرها نیز تهران بوده است. شیوه مهاجرت نیز به صورت پله پله نبوده یعنی از روستا به شهر کوچک و سپس از آنجا به شهر بزرگ تر و … نبوده بلکه مستقیم از روستا به تهران بوده است.

از همین رو شکل گیری این روند موجب شده که اجازه برنامه ریزی برای این جمعیت به تهران داده نشود.

به گفته این کارشناس، تهران شهری که در شرایط اضطرار شکل گرفته است. مهاجری که از روستا به شهر آمده نه به لحاظ زیر ساختی از جمله مسکن برای وی مهیا نیست و به ناچار در حاشیه شهر ساکن شده است.این فرد چون مهارتی هم ندارد جذب نظام اقتصادی شهر هم نمی شود به مشاغل غیر رسمی رو می آورد یعنی هم زندگی در شرایط غیر رسمی است و هم شغل آن.

“این انگ حاشیه نشینی موجب افت روحیه او چه در زمینه مختلف و موجب طرد شدگی اجتماعی وی می شود به عبارتی از یک محرومیت به یک طرد شدگی می رسد. انگار خود را تافته جدا بافته می داند هیچ تعهدی به شهر ندارد . هیچ رفتار مناسب شهروندی را انجام نمی دهد اهمیتی برای محیط زیست مطرح نیست.”

کارشناسان مدیریت شهری معقتدند این حاشیه ها عرصه را برای برنامه ریزی تنگ می کند.این بافت شهری به لحاظ اینکه کمترین مراقبت اجتماعی از آنها وجود دارد، مکان و مامنی برای آسیب های اجتماعی می شوند.

اما شاید بسیاری این پرسش را مطرح کنند که فقر چه خطراتی برای شهر دارد؟

واقعیت این است که فقر به طورکلی پایداری یک شهر را در ابعاد مختلف همچون اجتماعی، فرهنگی و حتی زیست محیطی به هم میزند.

بی توجهی به حاشیه نشینی گریبان همه شهر را می گیرد

“سالها پیش کسی مثل توماس مالتوس میگوید فقرا در رفتارهای خطرناک زیست محیط زیستی شرکت میکنند. در واقع این افراد هیچ ابایی از تخریب محیط زیست ندارند.چون به فکر وعده بعدی غذایی خود هستند نه حفظ محیط زیست.

با تمام آنچه گفته شد درست است که فقر شهری در واقع چهره ای زیست از شهر را در جنبه های فرهنگی و اجتماعی به معرض نمایش میگذارند اما برنامه ریزی برای آنها نباید با این نگاه صورت بگیرد. به عبارتی زمانی که برنامه ریزی برای شهر انجام مشود در واقع اقشار فرو دست را نیز باید جزئی از شهر حساب کنیم نه وبال و آسیب شهر.

این کارشناس مدیریت شهری معتقد است برنامه ریزی باید با محوریت افراد فرودست انجام شود آنها باید به برنامه ریزی ها اضافه شنوند.چون معضلی که در اثر بی توجهی به این اقشار به وجود می آید گریبان همه شهر را خواهد گرفت.

به گفته وی در تهران مناطق ۱، ۲ و ۳ از نظر مالی وضع خوبی دارند و مناطق ۱۶، ۱۷، ۱۹ و ۲۱ پائین ترین سطح به لحاظ اجتماعی فقر از بعد خانوار را به خود اختصاص داده اند.

اما در شناسایی مفهوم فقر و چاره اندیشی در برابر آن، این نکته مهم است که باید شاخص سنجش ما برای فقر درست باشد. ممکن است درآمد شخصی از خط فقر بالاتر باشد اما با نگاهی به محل سکونتش، وضعیت زندگی، سطح سوادش و میزان مشارکت آن در زمینه فعالیت های اجتماعی بسیار پائین باشد به عبارتی درآمد شاخص درستی نیست بلکه باید چند بعدی به آن نگریست.

جدای از آن در واقع مناطق حاشیه نشین منبع عظیم نیروی انسانی هستند که هدر رفته است در صورتی که استعدادهای بسیار خوبی در آن است که میتوان استفاده کرد.

برای مثال در هند زاغه نشینی با ۱ میلیون جمعیت وجود دارد اما در همین منطقه هنرمندانی وجود دارند که صنایع دستی را تولید می کنند که در لوکس نشین های دنیا به قیمت بالایی خریداری می شود.

غیر از آن بسیاری از این سکونتگاه های حاشیه ای را می توان احیا و مرمت کرد و به جای شهرک هایی که جدید میخواهیم بسازیم و برای زیرساخت های آن هزینه کنیم از آن بهره مند شویم.

برچسب ها: